تبليغاتX
یک سبد ترانه
یک سبد ترانه
اینجا آخر خط یک سبدترانه

سلام ای غروب غریبانه ی دل                      سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی                      خداحافظ ای شعر شب های روشن

خداحافظ ای شعر شب های روشن                خداحافظ ای قصه ی عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق                       خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه                         خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من                   تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب                    تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته                     تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد                   به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد                   اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من                    خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم                     خداحافظ ای نوبهار همیشه

 

یک لحظه چشم باز می کنی... بهت جاده ای که به آخر رسیده قلبت رو در سینه فشار می ده.

پایان تمام قصه های بیداری شبانه... پایان یک آواز.. و پایان ترانه!..

   سخته...

      خیلی سخته...

اما اولین بار نیست که تو این نقطه رو حس می کنی و توی ناباوریش می شکنی. نقطه ی آخر...

عزیزترین چیز لبخند های کوچیک تو بود تو سیاهی شب... عزیز ترین چیز برق اشک های تو بود که از یک صدا شروع می شد و تا پژواک قلبت ادامه پیدا می کرد...

عزیزترین چیز حضور تو بود...

سبزِ سبز...

مثل شکفتن حضورت تو سیاهی...

اما حالا...

به اینجا که می رسی، واژه برای یک پایانِ عزیز ، کم میاد...

به اینجا که می رسی، باید تمام بودنهای من و تو ، توی چند واژه خلاصه بشه...

چی میشه گفت ؟ چی میشه نوشت ؟

ممنون ازت به خاطر حضور دلیت ، پای تمام قرارهای دلانمون تو دل شب.

ممنون ازت که قدم به قدم ، ترانه تا ترانه ، همراهمون بودی.

ممنون به خاطر این دوستی که تا همیشه پایداره بین دلامون...حتی اگر ...!

آخر این جاده رو با تمام آرزوهای خوب برای تو رها می کنم.

تو هم باز امشب، مثل هر شب برام دعا کن...

 

بهار می آید چه باشیم ... چه نباشیم...

یک سبدترانه پا برجاست... به حرمت تمام با هم بودنها... حتی بدون این گروه

دوستای گلم ! از طرف سردبیر برنامه از همتون تشکر می کنم.. به خاطر تمام دلگرمی هایی که توی این سه سال بهشون دادین... به خاطر تمام چیزهایی که گفتیم و نگفتیم اما هر دو می دونیم...

به امید اینکه دوباره یه جایی ، یه وقتی ، یه طوری ، دلامون با هم پیوند بخوره و تو دریای واژه حس کنیم که قشنگ ترین حس همدلیه...

ممنون و

تو را تا همیشه خدا نگهدار باشد.

پ.ن: یک سبدترانه توسط یک گروه جدید ادامه دارد.

 

و کلام آخر و همیشگی اینکه :

جهــــــان مســـخر آنهــاییست کــه بــه تســــخیر عشــــق در آمــده بــاشـــند.

یاعلی

|+| نوشته شده توسط سارا فراهانی در 86/11/10 ساعت 22:51 |

سیب و عطش

قصه ی غریبی است کربلا که هر بار می خوانیش تازه تر و داغ خیز تر است که تنها با گوش های عطش باید شنید و با گونه های خیس و لبان ترک بسته باز گفت .

قصه ی عشق است عاشورا نامکرر و تازه و تر و شور انگیز که هربار می شنوی پنجره ای تازه به تماشای انسان - انسان آرمانی و آسمانی - می گشاید و پلک ها را به ضیافت آفاقی آبی تر می خواند این مرثیه ی حماسه گون قصه ی سیب و عطش است  آمیزه ی نجابت سیب و صلابت عطش . هیچ کس نیست که فصلی از این کتاب را بخواند و همه ی فصول جان را به چهار فصل این حادثه نسپارد .

کربلا خواندنی ترین کتاب تاریخ است و باوری ترین فصل هستی انسان و شگفت ترین حادثه ای که زیر این آسمان آبی - سرخ و به شکوه اتفاق افتاده است .

کربلا عصاره ی همه ی زیبایی ها و عظمت هاست . چه می طلبیم که در کربلا نباشد ؟ عشق - ایمان - خدا - قرآن - زمین - آسمان - آیینه -  آفتاب - آب - مهتاب - و ....؟

این جا که می رسی فراوانی ایمان است و بی شماری ایثار و فداکاری و شور . این جا تقدیر انسان رقم خورده است و سرنوشت خوبی ها . هر چه گم شده داریم در کربلا ساخته است و پیش از آسمان حسین ......

هرکه خدا و خوبی می خواهد از کربلا ناگزیر است . هر که زیباترین روز خدا را می خواهد عاشورای حسین رو باید ادراک کند . این نوشته ها نیز بهانه ی درک این خوبی و زیبایی است و خوب تر آن که نگاه زیبای عاشورا آشنایتان - خوب تر و زیبا ترش کند . این نگاه را چشم به راهیم ....

 

|+| نوشته شده توسط سارا فراهانی در 86/10/26 ساعت 19:2 |

 

 شبستانه

 

 

(دلم رابرایت مینویسم)

 

 

امشب همه ستاره ها به من نگاه میکنند.

 

امشب همه فرشته ها برای من آوازمیخوانند.

 

امشب از آسمان بزرگترم و ماه میتواند روی انگشتانم بنشیند.

 

 

امشب زمین یک گهواره کوچک است ومن با تکانهای آرام آن بین ازل و ابد در

 

رفت وآمدم.

 

امشب همه پنجره ها را باز می گذارم وهمه کوچه هارا به تماشا می نشینم به این

 

امید که یک بار دیگر عبور ترا ببینم.

 

امشب دلم را برایت می نویسم.می دانم نامه ام را حتی اگر در آخرین روز حیات

 

زمین به دستت برسد خواهی خواند.


دست نوشته ای از عباس محمدخانی

 

به امید دیدارتون در وبلاگ شبستانه

 

http://www.shabestaane.blogfa.com

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سارا فراهانی در 86/10/15 ساعت 5:12 |

 

عیــــــــد سعیــــــــد قــــــــــــربان بــر شمــــــــا مبـــــــارک .

 

 

شـب یلــداتون قشـــــنگ

|+|

ســلام بر کهکشان نهم آسمان ولایت

 

یک بار دیگر عشق را با خون نوشتند

تعبیر لبخند تو را گلگون نوشتند

تا دست عشق از پیکر عاشق جدا شد

با دست لیلا قصه ی مجنون نوشتند

این کوچه ها بی تو همیشه بی قرارند

حس غریبی بین پاییز و بهارند

رفتی ولی فکری به حال کوچه ها کن

بوی تو دارند و تو را اما ندارن

بیدارم و می بینمت رویا به رویا

از پیش چشمم می روی دنیا به دنیا

با تو میان آب و اتش آشتی بود

در آتش است از رفتنت ، دریا به دریا

(دکتر افشین یداللهی)

 

 

 

دلم در بغض ، هر آینه می شکند . فریادهایم را در گلو ، خام ، جا می گذارم.

می نشینم رو به روی چشمانی که در پشت آئینه های روشنشان ، در پس هر شورشان ، هزار داغ خاموش ، نهفته است.

از غربت این همه فاصله ، این دور بودن ها ، این بهت و ناباوری ها، چگونه می شود مثل تــو بــاز آرام و صبور ایستاد ؟!

ایستاد و باران را انتظار کشید...

بارانی که حجاب اشک هایمان خواهد بود و درمان این همه بغض خاموش و پناه تمام هق هق های پر سوز!

                                      باران که بیاید ، شاید بشود اندکی با خدا درد دل کرد.

 

(سارا فراهانی) 

 

 

عشق است و آتش و خون ،داغ است و درد دوری

کی می توان نگفتن ؟کی می توان صبوری ؟

کی می توان نرفتن ؟ گیرم پری نمانده

گیرم که سوختیم و  خاکستر نمانده

با دوست عشق زیباست ،با یار بی قراری

از دوست درد ماند و از یار یادگاری

گفتی از روز سحر گفتم از من مگذر

مجنون ... لیلا... رفتی بی بال و بی پر

 

و کلام آخر اینکه :

جهـــان مســخر آنهــاییست کــه بــه تســخیر عشــق درآمــده بــاشــند.

یاعلی

|+| نوشته شده توسط سارا فراهانی در 86/09/20 ساعت 21:19 |


Click here to get your own player.